مراد على شمس

310

با علامه در الميزان ( فارسى )

خادم و ساير كسانى كه از او مىخورند . و يا منظور همه كسانى كه به او منسوبند ، مثل عشيره و نوه و نتيجه‌هاى او كه عترت اويند . يا در محاورات گفته مىشود ، اهل فلان شهر ، و مراد كسانى هستند كه در آن شهر اقامت نموده آن را وطن خود اختيار كرده‌اند . و اگر گفته مىشود اهل فلان دين ؛ مراد پيروان آن دين مىباشند . و گفته مىشود اهل فلان صنعت ، و مراد از آن مشتغلين و استادان آن صنعت مىباشند . در هرصورت مذكر و مؤنث و مفرد و جمع در كلمهء « اهل » يكسان است و از نظر معنى فقط بر انسان اطلاق مىشود بنابراين مىتوان گفت كه مراد از « اهل الشىء » انسانهايى هستند كه با آن شىء پيوستگى و رابطه داشته باشند . و مراد از اهل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، خواص آن جناب است ، كه شامل جمع دودمانش مىشود و مراد از آن در آيهء شريفهء « وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ » « 1 » شخص واحدى از بستگان نيست ، چون با معناى جمله كه « از ميان اهلت خارج شدى » مىباشد سازگار نيست . و اگر منظور يك نفر باشد مثلا تنها همسر و يا مادر باشد نمىتوان گفت : « از ميان اهلت خارج شدى » ، زيرا استعمال كلمهء « غدوت » كه به معنى « خرجت » مىباشد درمورد جدائى از يك نفر درست نيست ؛ و نمىتوان گفت : خارج شدى از همسرت او يا از مادرت ، پس خود آيهء مذكور دليل بر اين است كه مراد از اهل جمع است نه يك نفر ، و به عبارتى ديگر ، جمعيت خانواده و

--> ( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 121 .